آزمون شخصیت شناسی هوش هیجانی بار- آن (EQ-i)




90 سوال
20 دقیقه
تفسیر دارد
5 هزار تومان
ورود به آزمون گروهی


پرسشنامه هوش هیجانی بار- آن (EQ – I) برای مجموعه قابلیت‌ها، صلاحیت‌ها و مهارت‌های غیر شناختی در نظر گرفته‌شده که بر توانایی شخص برای موفقیت در مقابله با درخواست‌ها و فشارهای محیطی تأثیر دارند. توسعه EQ- I در سال ۱۹۸۳ به منظور ارزیابی عوامل کلیدی متعدد کارکرد عاطفی، هیجانی و اجتماعی که منجر به بهزیستی روان‌شناختی می‌شوند، آغاز گردید. در این سال بار-آن تعریف و اندازه‌ای از هوش غیر شناختی (بار-آن 1988، 1992،a1996، c1996،a1997، b1997) ارائه نمود. الگوی بار- آن برای هوش هیجانی مربوط به استعداد برای عملکرد است تا خود عملکرد (استعداد موفقیت تا خود موفقیت). این الگو همچنین فرایند مدار است تا نتیجه مدار.


1- خودآگاهی هیجانی Emotional Self-Awareness(ES): توانایی آگاه بودن و فهم احساس خود.
خودآگاهی هیجانی توانایی بازشناخت احساسات فرد تعریف می-شود تا بدانیم که یک فرد چه احساسی دارد و اصلاً چرا از این احساس برخوردار است و چه عواملی باعث بروز این نوع احساس می‌شود. افرادی که خودآگاهی هیجانی آن‌ها تا حدودی پایین است فاقد توانایی بیان احساسات خود از طریق گفتار و کلام هستند.2- خود ابرازی Assertiveness(AS): توانایی ابراز احساسات، باورها و افکار صریح و دفاع از مهارت‌های سازنده و بر حق
خود ابرازی نوعی قدرت هیجانی است که به افراد اجازه می‌دهد با اعتماد کامل نسبت به خودشان، با دیگران وارد تعامل شوند تا بدانند چه چیزهایی را دوست دارند و چه چیز را بیشتر می‌خواهند، از چه چیزی بیزارند و آن را نخواهند پذیرفت و منتظر چه چیز هستند. در موقعیت‌های خطرساز، اگر همواره بتوانیم مواضع خود را شرح دهیم، حفظ کنیم و یا حتی روابط خود را عمیق‌تر گردانیم، چقدر شادمان‌تر می‌گردیم و مؤثرتر رفتار می‌کنیم؟ خود ابرازی ما را قادر می‌سازد نسبت به خودمان صادق باشیم و احترام دیگران را رعایت کنیم.3- احترام به خود Self-Regard(SR): توانایی آگاه بودن از ادراک خود، پذیرش خود و احترام به خود.
احترام به خود نشان می‌دهد افراد چقدر خود واقعی‌شان را دوست دارند. چه میزان برای خود احترام قائلند. این معیار با معیارهایی نظیر خودشکوفایی، خوش‌بینی و شادکامی در این آزمون رابطه دارد. به زبان ساده احترام به خود نشان می‌دهد که ما تا چه حد احساس خوبی در مورد خودمان داریم. فردی که احترام به خود مطلوبی برخوردار است، احساس تکامل می‌نماید و از وجود خودش کاملاً رضایتمند است. در نقطه مقابل فردی که میزان عزت‌نفس وی به سمت نامطلوب میل می‌کند از احساس‌هایی نظیر عدم‌کفایت فردی و پایین‌تر بودن از دیگران رنج می‌برد.4- خودشکوفایی Self-Actualization(SA): توانایی درک ظرفیت‌های بالقوه و انجام چیزی که‌ی توان انجام داد، تلاش برای انجام دادن و لذت بردن.
خود شکوفایی فرآیند کوشش برای واقعی ساختن استعدادها، توانایی‌ها و ظرفیت‌های بالقوه افراد است. این امر مستلزم توانایی برای تنظیم و تکامل اهداف است. این شایستگی به واسطه‌ی دریافت احساساتی مبتنی بر علائق و مشاغل شکل می-گیرد. خودشکوفایی، تلاشی است که تمامی زمان طول عمر را متوجه خود می‌گرداند و منجر به غنی ساختن زندگی می‌شود.5- استقلال Independence(In): توانایی هدایت افکار و اعمال خود و آزاد بودن از تمایلات اجتماعی.
استقلال، توانایی بهره‌مندی از خودفرمانی و خودگردانی در سطح عمل و اندیشه است و احساس عدم تعلق خاطر نسبت به وابستگی را در بردارد. افراد مستقل، در اخذ تصمیمات مهم و برنامه‌ریزی، برخود تکیه می‌کنند. با این حال، ممکن است ایشان قبل از اخذ تصمیمات صحیح در مورد خودشان، به دنبال عقاید سایرین باشند و دیگران را مورد ملاحظه و عنایت قرار می‌دهند. افراد مستقل، برای ارضاء کردن نیازهای هیجانی خود، از چسبیدن و وابستگی سایر افراد، اجتناب می‌ورزند.6- همدلی Empathy(EM): توانایی آگاه بودن و درک احساسات دیگران و ارزش دادن به آن.
همدلی، بیان می‌کند که فرد تا چه حد فعالانه به دیگران گوش‌داده و توجه می‌کند. گونه‌ای که درک می‌کند دیگران چه احساسی دارند و اصلاً چرا از این احساس برخوردار هستند و حتی درک می‌کند چگونه ممکن است احساسات آن‌ها احتمالاً دچار تغییر شود. از نمونه‌های همدلی که در سازمان‌ها می‌تواند کاربرد زیادی داشته باشد می‌توان به توانائی تبادل اطلاعات، داشتن مهارت‌های سازمان‌دهی، تشکیل گروه‌ها، تشکیل جلسات برای راه‌حل جویی، میانجی‌گری برای حل تضاد میان دیگران، توانائی کسب توافق عمومی و برقراری ارتباطات نام برد. در دنیایی که روز به روز بر سرعت و پیچیدگی آن افزوده می‌شود، همدلی هر روز مهم‌تر از روز قبل تجلی می‌یابد. همدل بودن از ارزش بالایی برخوردار است، چراکه باعث پدیدآیی ارتباطاتی صحیح‌تر می‌شود. کلاً با وجود همدلی، هرگونه تولید افزایش می‌یابد و تعارض تنزل پیدا می‌کند. همدلی، در بطن محیط کاری فعال، جامعه و خانواده قرار دارد. وقتی همدلی را پیشه‌ی امور قرار می‌دهیم، انگیخته می‌شویم تا به سایر افراد توجه کنیم.7- مسئولیت پذیری اجتماعی Responsibility(RE): توانایی بروز خود به عنوان یک عضو دارای حس همکاری، مؤثر و سازنده در گروه.
افراد مسئولیت‌پذیر در جامعه، قادرند برای دیگران و همراه با آن‌ها کاری را انجام دهند، دیگران را بپذیرند، همگام با وجدانیات خود حرکت نمایند و قوانین اجتماعی را رعایت نمایند. این افراد به حساسیت‌های مربوط به روابط میان فردی احترام گذاشته و قادر به پذیرش سایر افراد هستند و از استعدادهای خود در راه صلاح جمع بهره می‌گیرند، نه این‌که فقط به صلاح خودشان فکر کنند. افرادی که نقصانی در این شایستگی دارند، ممکن است نگرش‌های ضداجتماعی را تصدیق کنند، در برابر سایرین، آزاردهنده عمل نمایند و پیوسته به دنبال بهره گرفتن از سایر افراد باشند. مسئولیت‌پذیری اجتماعی، عامل اتصال و پیونددهنده جوامع و گروه‌های اجتماعی است. 8- روابط بین فردی Interpersonal Relationship(IR): توانایی ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش متقابل که به وسیله نزدیکی عاطفی، صمیمیت، محبت کردن و محبت گرفتن توصیه می‌شود.
روابط میان فردی، شایستگی است که ما بر اساس توانایی خود به منظور آغاز و تداوم بخشیدن به دوستی‌های بلندمدت، آن را هویدا می‌سازیم. مهارت ما در روابط میان فردی، عامل تعیین‌کننده‌ای است که معلوم می‌گرداند آیا سایر افرادی که در زندگی ما وجود دارند، مشتاق هستند که باز هم ما را ببینند یا این‌که از ملاقات با ما واهمه دارند. در خلال همین روابط است که نیازها، خواست‌ها و انتظارات ما مورد تحلیل و پیش‌بینی قرار می‌گیرند، شناخته می‌شوند، بها داده می‌شوند و مورد احترام قرار می‌گیرند و یا حتی براساس این روابط، ممکن است مقولات فوق خنثی‌شده و یا نادیده گرفته شوند. کیفیت روابط میان فردی ما باعث می‌شود جو هیجانی و اجتماعی در خانواده، محیط زندگی و محل کار ما استقرار یابند. وقتی روابط ما خوب عمل کنند، زمینه‌ای مشترک را مهیا می‌سازند تا ما بتوانیم از تجربه‌های شخصی خود در طول مشارکت با دیگران لذت ببریم. 9- واقع گرایی Reality Testing (RT): توانایی سنجش و هماهنگی، بین چیزی که به طور هیجانی تجربه شده و چیزی که بطور واقعی وجود دارد.
واقع‌گرایی، تعیین می‌کند ما تا چه حد آنچه در جهان اطراف ما اتفاق می‌افتد را تشخیص می‌دهیم. ما یاد گرفته‌ایم تجربه‌های عینی خود را با انواع مطالبات، ترس‌ها و کجی‌ها تفسیر و رنگ‌آمیزی کنیم. به منظور اجتناب از بروز خطاهای مربوط به ادراکات، باید فرآیندهایی قابل اعتماد را رشد دهیم که بتوانند احساسات، ادراکات و اندیشه‌های ما را با موقعیت‌های لحظه‌ای و زودگذر، مطابقت دهند و با شواهد عینی، آن‌ها را تأیید کنند. بهترین راه سنجش و رشد شایستگی واقع‌گرایی، آن است که ادراکات و تمایل‌های خود را به سمت پرسش‌ها فرا بخوانیم و به طور منظم بدین امر مهم همت نهیم. این کار می‌تواند به صورت مؤثر و به چندین طریق صورت پذیرد. اول آن که از جسم خود و در سطح حسی، به بررسی امر بپردازید - " الان از نظر جسمی چه احساسی دارم؟ گرم هستم؟ سرد هستم؟ معمولی هستم؟ غمگینم؟ خارج از حالت طبیعی هستم؟" این اطلاعات، شما را متوجه چه چیز می‌کند؟ سپس، پرسش‌هایی از این قبیل از خودتان بپرسید: " چه اصواتی اکنون در اطراف من پخش می‌شوند که می‌توانم آن‌ها را بشنوم؟ آیا آرام هستم؟ آیا می‌ترسم؟ عصبانی هستم؟ راه را گم‌کرده‌ام؟ احساس ایمنی دارم؟ قصد مبارزه با کسی را دارم؟ تا چه حد نسبت به موقعیتی که در آن واقع شده‌ام، دقیق و صحیح می‌توانم به بررسی و ارزیابی بپردازم؟ آیا افراد واقعاً آن طور که نشان می‌دهند، همان‌گونه احساس می‌کنند؟ آیا اهمیت آنچه درک می‌کنم را غلو می‌نمایم – چه مثبت باشد یا منفی؟"10- انعطاف پذیری Flexibility (FL): توانایی سازگار بودن افکار و رفتار با تغییرات محیط و موقعیت‌ها.
افراد انعطاف پذیر، نرم خو هستند و وقتی موقعیت‌های شگفت آور ظهور می‌یابند، قادر هستند. به هر سو خمیدگی پیدا کنند. افرادی که ظرفیت بالایی در زمینه‌ی انعطاف پذیری دارند، ممکن است حتی با شاخسار درخت بید مقایسه شوند – آن‌ها می‌توانند در مسیرهای دور و در جهت‌هایی گوناگون خم شوند و در برابر طوفانهای سهمگین که درختان را از جا در می‌آورند، محکم و استوار برجای می‌مانند. شبکه و ریشه‌های عمیق حمایت کننده از درختان بید، مستحکم و قدرتمند بوده و انعطاف پذیری شایان توجهی را به همراه دارد و می‌توان از آن در تشابه با ارزش‌های اصلی و بنیادین ساختارهایی یاد کرد که فرد یا سازمان را هدایت می‌کند. 11- حل مساله Problem Solving (PS): توانایی تشخیص و تعریف مشکلات، به همان خوبی خلق کردن و تحقق بخشیدن راه حل‌های مؤثر و بالقوه.
حل مساله مستلزم آن است که فرد هوشیار و اهل ملاحظه باشد تا حد ممکن توجه کند و تمامی موارد دور و بر خود را مدنظر قرار دهد. پس از آن، باید تلاش‌های نظام‌دار و منطقی را برای ردیابی کلیدها یا سررشته‌ها به کار بندد و چراغ‌ها را یکی پس از دیگری روشن کند تا به راه‌حل اساسی دست پیدا کند. این کار، مستلزم توجه منظم و استقامت است، چراکه مشکلات ضرورتاً تسلیم اولین کوشش‌ها نمی‌شوند و به یک راه‌حل اولیه و ساده ختم نمی‌شوند. اصلاً برای همین است که ما آن‌ها را مشکلات می‌خوانیم.12- تحمل استرس Stress Tolerance(ST): توانایی مقاومت کردن در برابر رویدادها، موقعیت‌های فشار آوردن هیجانات قوی، بدون جادادن و یا رویارویی فعال و مثبت با فشار.
تحمل استرس، نوعی مهارت رؤیایی است که ما از آن‌ها برای تحمل دردهای غیرقابل اجتناب، تهدیدها و هجوم فشارهای زندگی ناشی از ضعف‌های جسمانی و بهداشت هیجانی، استفاده می‌کنیم. در عصرهای قدیمی، اکثر استرس‌های بشر، ناشی از تهدید ایمنی و سلامت جسمانی بوده است، نظیر مورد تعقیب واقع‌شدن توسط یک حیوان وحشی. بدن ما به صورت خودکار به رویارویی با موقعیت می‌پردازد و ما به طور فیزیکی به مشکلات احتمالی پاسخ می‌دهیم – یا می‌ایستیم و مبارزه می‌کنیم و یا به سرعت فرار می‌کنیم. وقتی بحران خاتمه می‌یابد، بدن ما در طول فرآیندی که "پاسخ آرمیدگی" نام دارد، به وضعیت بهنجار خود بازمی‌گردد. ما اغلب فشار بی‌پایان فشار روانی مزمن را تجربه می‌کنیم که شامل فشار مستمری است که در محیط کار، منزل، از سوی مسائل مالی، یا از جانب مشکلاتی پیش می‌آیند که وابسته به روابط ما می‌باشد.13- کنترل تکانه Impulse Control(IC): توانایی مقاومت در برابر یک تکانش، سائق یا فعالیت‌های آزمایشی و یا کاهش آن‌ها، بدون جا زدن و یا رویاروی فعال و ثبت با فشار.
توانایی مقاومت در برابر تکانه یا به تأخیر انداختن خود تکانه، یا تلاش برای مبادرت ورزیدن به آن. این امر مستلزم پذیرش تکانه‌های خشم، خصومت و رفتارهای عاری از قبول مسئولیت می‌باشد. مشکلات مربوط به کنترل تکانه، به واسطه تحمل پایین نسبت به ناکامی، تکانشگری، مشکلات وابسته به کنترل خشم، آزار رسانی، فقدان خودگردانی و رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی و انفجاری پدید می‌آیند14- خوش بینی Optimism(OP): توانایی زیرکانه نگاه کردن به زندگی و تقویت نگرشهای مثبت، حتی در صورت بروز بدبختی و احساسات منفی.
افراد خوش‌بین باور دارند که وقایع خوب فراوان‌اند و درازمدت هستند. وقایع بد محدود و موقتی یا گذرا هستند. حتی اگر راه‌حل یک مسئله کشف نگردد، آن‌ها مطمئن هستند که بالاخره راه‌حل مزبور در جایی نهفته است و حداقل آن‌ها می‌توانند تا حدی به کنترل این مشکل همت کنند. خوش‌بینی، مقیاس امید را در رویکرد افراد و توسل آن‌ها به زندگی‌شان، مورد فرض قرار می‌دهد. زندگی روزانه، خودش یک رویکرد مثبت محسوب می‌شود. خوش‌بینی، متضاد بدبینی است که نشانه‌ای شایع از افسردگی می‌باشد.15- شادمانی Happiness(HA): توانایی احساس خوشبختی کردن با زندگی خود، لذت بردن از خود و دیگران، داشتن احساسات مثبت، صریح، مفرح و شوخ.
شادکامی، ترکیبی است از رضایت از خود، رضایت عمومی و توانایی لذت بردن از زندگی. محصول فرعی و یا نشانگر رتبه کلی فرد در هوش هیجانی و کارکردهای هیجانی وی می‌باشد. یقیناً یکی از مهم‌ترین واژگان مطرح شده در این تعریف، "رضایت" است. میزان رضایت از اوضاع و شرایط فعلی ما، انرژی شگرف بر توانایی ما برای شاد بودن داشته و رتبه کلی هوش هیجانی ما را نشان می‌دهد.
ورود به آزمون گروهی
دیگر آزمون ها